ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

279

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

جوارح . خداى سبحان مىفرمايد : « وَلا يَجِدُونَ في صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا » 59 : 9 ( حشر ، 9 ) « و از آنچه به آنان داده شده در دل خويش هيچ گونه نياز و سوزش دل [ از حسد ] ندارند » . و مىفرمايد : « وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً » 4 : 89 ( نساء ، 88 ) « دوست دارند شما نيز همانند آنها كافر شويد و يكسان باشيد » . و مىفرمايد : « انْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ » 3 : 120 ( آل عمران ، 120 ) « اگر نيكيى به شما رسد بد حال و غمين شوند » . و اگر گناه مخصوص افعال جوارح بود ، حسد كه صفت قلب است گناه شمرده نمىشد ، و حال آنكه چنين نيست ، و حسود براى خود حسد نيز كه در قلب اوست گناهكار است يعنى شادى و خشنودى او به زوال نعمت بدون اينكه آن را مكروه داشته باشد . گناه او در حقيقت به سبب اين شادمانى و خشنودى قلبى و عدم كراهت از اين حالت و مبارزه نكردن با خود است ، زيرا اين حالت اختيارى و زوالپذير است ، نه به سبب خود شادى و جنبشى كه چنان كه اشاره شد طبيعى است و همه كس نمىتواند آن را دفع كند . اين گونه حسد بدترين نوع آن است ، زيرا معصيت بر خود حسد مترتّب است ، و نيز بر آثار مذمومى كه از آن ناشى و صادر مىشود . ( ثانيا ) يا او را بر اظهار آن به وسيلهء گفتار و كردار وادار نمىكند ، بلكه در ظاهر از آن خوددارى مىكند ، لكن در باطن زوال نعمت او را مىخواهد و كراهتى در درون خود از اين حالت ندارد . شكَّى نيست كه اين نوع حسد نيز مذموم و حرام است ، زيرا عينا مانند نوع پيشين است و فرقى بين آنها نيست جز اينكه در اين نوع آثار فعلى و قولى صادر و ظاهر نمىشود ، و بنابراين مظلمه ندارد و لازم نيست از محسود حلَّيّت بخواهد ، بلكه گناهى است بين او و خدا ، زيرا حلَّيّت خواستن تنها در مورد كارهاى ظاهر است كه از جوارح صادر مىشود .